X
تبلیغات
علمی - مراحل رشد از دیدگاه اسلام

قبل از آنکه در مورد رشد از دیدگاه اسلام بحث کنیم، ذکر مقدمه ای ضروری است. اسلام دینی الهی است و

دستورها و سفارش های آن نیز راه و رسم زندگی را به انسان می آموزد تا او را به هدفی که برای آن آفریده شده

(قرب الهی)برساند.انسان در این هدف، ارزش هایی عالی به دست می آوردو مظهر اسما و صفات حق می شود و

تمام استعدادهای متعالی وی جلوه گر می گردد و به کمال حقیقی خویش می رسد.

بنابراین تعالیم اسلامی در قالب نکات و دستورهای تربیتی چنان ارائه شده است که انسان را به جایگاه حقیقی

وی برساند و راه درست زندگی کردن را به او بیاموزد؛بنابراین نباید انتظار داشت که علوم تجربی به شکل امروزی

آن، در متن دین جایی داشته باشد؛اگرچه اسلام به تحصیل علم و تجربه بسیار سفارش کرده و انسان را به این

کار تشویق و ترغیب نموده است و علاوه بر آن این علوم- هرچه باشد- به خودی خود کمال واقعی و حقیقی

انسان نیست، بلکه وسیله و ابزاری است که راه را برای سعادت بشر هموار می سازد.

در این میان، علوم انسانی که موضوع آنها انسان است، می تواند در لابلای دستورهای تربیتی اسلام، ره توشه

های بسیاری برای خود برگزیند؛زیرا هدف مکتب اسلام نیز تربیت انسان است.در بین رشته های علوم انسانی

نیز،روانشناسی و بویژه روانشناسی رشد می تواند بیشترین بهره ها را زا دستورهای تربیتی اسلام بگیرد؛ زیرا

هدف اسلام نیز به رشد و کمال رسانیدن انسان است؛با این تفاوت که رشد در دیدگاه اسلام از معنای

بسیارعمیق و گسترده ای برخوردار است و زندگی انسان از دیدگاه اسلام، به این دنیا محدود نمی شود و این

جهان پایان کار او محسوب نمی شود.

مراحل رشد از دیدگاه اسلام

انسان از دیدگاه اسلام موجودی در حال رشد است که در دوران زندگی خود نیز از مراحل و دوره های مشخصی

عبور می کند. قرآن می فرماید:اوست خدایی که شما را از خاک (ناچیز) بیافرید و سپس از قطره ی آب (نطفه) و

آنگاه ازخون بسته(علقه)؛پس شما را از رحم مادر طفلی بیرون آورد تا آنکه به سن رشد و کمال برسید و باز پیر

و سالخورده شوید و برخی از شما از سن پیری وفات کنید و همه به اجل معین خود؛[این چنین کردیم تا]مگر

قدرت خدا را تعقل کنید(غافر- 67 ). دراین آیه ی شریفه به طور روشن دو دوره ی قبل وبعدازتولد بیان شده و

این نکته نیز ذکر شده است که قبل وبعدازتولد هم مراحل مشخص ومعینی دارد.

مراحل رشد قبل از تولد

در آیات دیگر نیز مراحل رشد قبل از تولد بدین گونه بیان شده است:

همانا آدمی را از گل خالص آفریدیم ؛پس آن گاه او را نطفه گردانیده، درجای استوار قرار دادیم؛ آن گاه نطفه را

علقه و علقه را مضغه و باز آن مضغه را استخوان گردانیدیم.سپس براستخوانها گوشت پوشانیدیم . از آن پس، اورا

- به صورت خلقی دیگربه وجود آوردیم (دمیدن روح مجرد).آفرین برقدرت کامل بهترین آفریننده (مومنون- 14

.(12

بنابراین مراحل رشد قبل از تولد به ترتیب عبارتند از :نطفه ، علقه ، مضغه ، استخوان وپوشانیدن گوشت برآن و

ایجاد آفرینشی دیگر(روح).

-1 نطفه

نطفه چکیده و خلاصه ای از اجزای زمین (خاک) است که با آب آمیخته شده است و رحم که جایگاه آن می

باشد نیز قرارگاهی امن است؛ زیرا رحم درواقع محفوظ ترین جای بدن مادر است که از هرطرف کاملاً محافظت

می شود.

-2 علقه

علقه درلغت معانی گوناگونی از جمله زالو دارد ونیز باتوجه به ریشه ی لغت، به معنای تعلق و وابستگی

است.دراین مرحله هردو معنا می تواند به کاررود؛ زیرا جنین دراین مرحله نوعی وابستگی و تعلق به دیواره ی

رحم دارد و مانند زالو ازخون مادر تغذیه می کند.

-3 مضغه

جنین دراین مرحله به صورت پاره گوشتی درمی آید و هنوز نظام معینی به خود نگرفته است.

-4 استخوان وگوشت

به تعبیر قرآن دراین مرحله جنین از حالت یک پاره گوشت خارج می شود و به صورت بافت های جداگانه ای

درمی آیدکه از آن جمله پیدایش بافت استخوانی است وسپس براین استخوان ، گوشت پوشانیده می شود.

-5 روح

دراین مرحله که قرآن از آن به ایجاد آفرینشی دیگر تعبیر می کند، روح وروان انسان در بدن پدیدار می آید.

مراحل رشد بعد از تولد

دوران رشد و تربیت بعد از تولد به سه مرحله ی هفت ساله تقسیم شده است (طبق روایات مختلف از ائمه):

1)دوره ی سیادت. 2)دوره ی اطاعت و فرمانبرداری . 3)دوره ی مشورت و همرأیی

1)دوره ی سیادت

بازی کردن و مانند گلی خوشبو بودن از ویژگی های بارز این دوره است که در رشد وتربیت نیز از اهمیت

بسیاری برخوردار است.لغت سید به معنای آقا، بزرگتر و سرور که می تواند اشاره به این باشد که کودک درهفت

سال اول باید به اندازه ی کافی از نظر شخصیتی مورد احترام قرارگیرد ومرکز توجه اعضای خانواده

باشد.همچنین در حدیث دیگر،دراین دوره کودک به ریحان(گل خوشبو)تعبیر شده است که این تعبیر هم حاکی

از اهمیت دادن به کودک است؛ زیرا ریحان درعین لطافت و ظرافت وخوشبویی، نیاز به مواظبت ومراقبت شدید

دارد تا تازگی وطراوت خود را همچنان حفظ کند.از سوی دیگر، ریحان به معنی رحمت نیز آمده است و به این

معنا هم، لزوم توجه، عنایت و التفات خانواده به کودک مشهود است. دردو حدیث دیگر نیز بازی از ویژگی های

این دوره ذکر شده است.دراین هفت سال دنیای کودک، بازی است و بازی همه ی زندگی اوست.

-2 دوره ی اطاعت وفرمانبرداری

دراحادیث معصومین، اطاعت، حرف شنوی وهمچنین تعلیم و تأدیب از ویژگی های این دوره بیان شده بود.

کودک دراین دوره مطیع پدر ومادر می شود وخود را بیشتر دراختیار آنان قرار می دهد؛ درحالی که دوره ی

قبل را با بازی و بازیگوشی سپری می کرد و محور خانه به شمار می رفت.او دراین دوره با توجه به رشدی که

پیدا می کند، مطیع و فرمانبردار می شود و روحیه ی اطاعت پیدا می کند.به همین دلیل، دراین دوره بهترین

فرصت، هم برای تعلیم (آموزش)و هم برای تأدیب (آموزش مستقیم ارزش ها وپرهیز دادن از ضد ارزش ها)

فراهم می آید.والدین و مربیان دراین دوره، بهترین فرصت را برای تعلیم و تربیت کودکان دراختیار دارند؛ زیرا

کودک دراین دوره، نه حالت بازیگوشی دوره ی اول را دارد و نه مشکلات دوره ی سوم را که دوره ی بلوغ

ونوجوانی است.بنابراین، دراین دوره ازدیدگاه اسلام پدر ومادر محور تعلیم وتربیت هستند و کودک با خصوصیات

روانی و تربیتی که داراست، آمادگی کافی را برای تعلیم وتربیت پذیری مستقیم دارد.

-3 دوره ی مشورت و همرأیی

درهفت سال سوم، وزیر بودن، همرأیی وهمراهی به پدر ومادر،یادگیری حلال وحرام و دشمنی یا دوستی با

پدرومادر ازخصوصیات کودک ذکر شده است.لغت وزیر می تواند در دو معنا به کار رود: یکی با توجه به ریشه ی

آن (وزر)حمل کننده ی بار سنگین و دیگر مشاور ومعاون ودستیار واین هردو معنا می تواند دراین دوره مصداق

داشته باشد؛ زیرا جوان دراین دوره باید بارگران مشکلات دوران بلوغ و تکلیف ومسئولیت بیواسطه ی بسیاری از

کارهای خود رابردوش کشد و برخلاف دوره ی قبل که فرمانبردار بود، به عنوان مشاور، معاون و دستیار،

درتصمیم گیری ها با اولیای خویش همکاری داشته باشد. ازجمله ویژگی های دیگری که برای این دوره ذکر

شده است، آگاهی یافتن به حلال وحرام است؛ زیرا از این دوره به بعد، هرکسی بنا به سنت الهی بایدمسئولیت

کارهای خویش را بپذیرد و برای اعمال او ثواب و جزا درنظر گرفته می شود.خصوصیت دیگر این دوره آن است

که جوان باپدر ومادر خویش یا از در دشمنی در می آید یا از در دوستی.اگر پدرومادر خصوصیت فرزندخود را

دراین دوره بشناسندو مسئولیت وحق مشاورت و تصمیم گیری به او بدهند، او هم با پدر ومادر خود کاملاً

دوست ورفیق خواهدبود؛ اگرغیراز این با او رفتار کنند و بخواهند مانند دوره های قبل، همچنان بر او سلطه و

حاکمیت داشته باشند ومسئولیت و حق تصمیم گیری لازم را به او ندهند، فرزندشان با آنها دشمن خواهد شد

ومحیط خانواده برای وی،آرام بخش و پرجاذبه نخواهدبود.

عوامل موثر در رشد ازدیدگاه اسلام

برای آنکه رشد و تربیت انسان به طور صحیح عملی شود وانسان دراین مسیر با موانع و ناسازگاری هایی روبرو

نشود، اسلام توجه به عوامل و اصول زیر را ضروری می داند:

-1 رشد و تربیت انسان باید براساس فطرت صورت گیرد

ازدیدگاه اسلام، وجود فطرت، مسلم و واقعی است. انسان براساس فطرت الهی خلق شده است ودین اسلام هم

دین فطرت است و به همین دلیل باقی وهمیشگی است.

قرآن دراین باره می فرماید: حق گرایانه روی به دین آور، ملازم سرشت و فطرتی باشیدکه خداوند مردم را برآن

سرشته است(آری این آفرینش خداونداست)و آفرینش خدای را دگرگونی وتبدیلی نیست(روم 30 ).وظیفه ی

اصلی پیامبران الهی که بزرگترین مربیان بشر و متخصصان رشد هستند، بیدارکردن و به کار انداختن همین

ویژگی های فطری انسان است.

علی(ع) می فرماید: خداوند پیامبران خود رابرانگیخت وپیاپی میان مردم فرستاد تا بشر را به ادای پیمان فطرت

وادارند ونعمت های فراموش شده ی خدا را یادآوری کنند و با فعالیت های تبلیغی خود نیروهای نهفته ی عقل

.( (استعدادهای پنهان)مردم را برانگیزانند وبه کار اندازند(نهج البلاغه ملافتح اله؛ ص 37

-2 عوامل ارثی(قبل ازتولد) وتأثیرآنها دررشد

اسلام به عوامل ارثی و تأثیرآن در رشدانسان توجه خاصی دارد و مجموعه ی عوامل قبل از تولد ، از قبیل نحوه

ی انتخاب همسر، زمان ازدواج، زمان تشکیل نطفه و تأثیر عوامل ژنتیکی، ایام بارداری، هنگام تولد و زمان

زایمان را در رشد و سلامت جسمی و روانی انسان موثر می داند وبه آنها عنایت دارد. به طور کلی می توان گفت

که اسلام دوران قبل از تولد را از عوامل موثر ومهم دررشد انسان به شمار می آورد تا آنجا که اصولاً دوران

جنینی را عامل تعیین کننده در سعادت وشقاوت فرد معرفی می کند.پیامبر اکرم (ص)می فرماید:شقاوت انسان

.( بدبخت وسعادت انسان خوشبخت درشکم مادر تعیین می شود(بحارالانوار؛ج 3،ص 43

-3 نقش خانواده از دیدگاه اسلام

ازدیدگاه اسلام پدرومادر مهم ترین نقش ها و وظایف را در رشد و تربیت کودک برعهده دارند. اسلام از همان

ابتدای تولد، برنامه ها ودستورهای خاصی را برای رشد و تربیت کودک تنظیم فرموده و اجرای آن را برعهده ی

والدین قرار داده است. اصولاً اسلام در مورد رشد وتربیت، حقوق مسلمی را برای کودکان قائل است. امام

سجاد(ع) می فرماید: حق کودک تو، برتو این است که بدانی وجود او ازتوست و بد و خوب او دراین دنیا به تو

ارتباط پیدا می کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری ومسئول هستی که او را به بهترین وجه

تربیت کنی و برعهده ی توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی (مکارم الاخلاق ؛ص 233 ).همچنین امام

سجاد(ع) در مورد حقوق فرزند بروالدین می فرماید: با فرزندت آنچنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو، مایه ی

زیبایی و جمال اجتماعی او شود؛ یا این که اورا آنچنان تربیت کن که بتواند در کارهای مختلف، با عزت

.( وآبرومندی زندگی کند ومایه ی زیبایی وجمال توباشد(مکارم الاخلاق ؛ص 233

اسلام در سراسر دوره ی کودکی و نوجوانی، که مهم ترین دوران رشد و تربیت کودک است،برنامه های خاص

وسفارش های تربیتی بسیاری را درانتخاب نام، نحوه ی شیردادن و ازشیرگرفتن، درمحبت ومهرورزی به کودکان

و دررعایت عدالت و وفای به عهدنسبت به آنها، چه در دوره ی بلوغ وچه در دوره ی جوانی و . . . بیان فرموده

است.

-4 توجه اسلام به تفاوت های فردی دررشد و تربیت افراد

از دیدگاه اسلام، افراد بشر خصوصیات و استعدادهای متفاوت دارند وهرکس از توانایی و ظرفیت معینی برخوردار

است.پیغمبر اکرم(ص)می فرماید:مردم معدن هایی هستند مانند زر وسیم (وطبیعتاً باهم متفاوتند)(

.( بحارالانوار؛ج 14 ،ص 405

ازدیدگاه اسلام، وجود تفاوت های فردی موجب خیر و سعادت بشر است و اگر این تفاوت های فردی وجود

نداشت وهمه یکسان ومساوی بودند، چه بسا اختلال هایی درزندگی به وجود می آمد.علی (ع) می فرماید: مردم

همواره درخیروخوبی به سر می برند تاوقتی که با یکدیگر متفاوتند واگر یکسان شوندهلاک خواهندشد(

بحارالانوار؛ج 17 ،ص 101 ).بنابراین اسلام وجود تفاوت های فردی را به عنوان یک امر مسلم و ضروری می پذیرد و

آن را لازمه ی زندگی بشر می داند.اسلام درمورد رشد وتربیت کودکان نیز توجه به اصل تفاوت های فردی را

مورد تأکید و اهمیت قرار می دهد و آن را از صفات خوب والدین به حساب می آورد.

-5 توجه هرچه بیشتر به تشویق وپرهیز از تنبیه

اسلام برای رشد وتربیت صحیح و مطلوب فرزندان، راه عاقلانه و روش حکیمانه ای را توصیه می فرماید ومعتقد

است که فقط از این طریق سعادت و خوشبختی انسان فراهم می شود و یکی از این برنامه ها و روش ها را

استفاده از عامل ترغیب و تشویق می داند وتربیت را بر مبنای تشویق وتکریم شخصیت افراد قرار می

دهد.ازطرف دیگر اسلام، تنبیه (مخصوصاًتنبیه بدنی)را برای تربیت و به خصوص برای تربیت کودکان ، روشی

حکیمانه نمی داند.علی (ع) می فرماید:عاقل به وسیله ی ادب، پند می پذیرد و این چهارپایانندکه جز با زدن

.( تربیت نمی شوند(غررالحکم؛ ص 236

البته هدف اسلام این نیست که کودک دریک فضای تربیتی ساختگی و بدون دغدغه ی خاطر تربیت شود و فقط

با جنبه های خوشایند و شیرین زندگی آشنا باشد؛ زیرا زندگی واقعی نوش ونیش و فراز ونشیب فراوان

دارد.کودک را باید تا اندازه ای با آن سختی ها آشنا کردتا وقتی بزرگ شد، بتواند در مقابل ناملایمات و سختی

ها، تحمل وصبر لازم را داشته باشد.

-6 برنامه ریزی ویژه برای رشد و تربیت کودک

رشد وتربیت کودکان ونوجوانان مستلزم برنامه های ویژه ای است و اسلام نیز به این منظور برنامه ریزی و به

کاربردن روش های خاص تربیتی را ضروری می داند و معتقد است رفتار باکودکان با برخورد نسبت بزرگسالان

متفاوت است. ازسوی دیگر، اسلام سفارش می کند که پدران ومادران موظفند در تربیت فرزندان خود به

مقتضیات زمان خود نیز توجه داشته باشند ودر تربیت آنها، شرایط و اقتضای محیط را نیز درنظر بگیرند تا

کودکان بتوانند با مردم اجتماع و زمانه ی خود، به نحوشایسته ای زندگی کنند.

هدف رشد از دیدگاه اسلام

ازدیدگاه اسلام رشد معنای ارزشی و اخلاقی عمیق و گسترده ای دارد؛ این کلمه در متون اسلامی به معنای

است که به « غیّ » هدایت، نجات، صلاح، کمال، یافتن راه و جاده ی مستقیم آمده است.مقابل کلمه رشد، واژه ی

معنای گمراهی، انحراف وبیرون افتادن از جاده است. قرآن درآیات مختلف رشد وغیّ را در مقابل یکدیگر به

کاربرده است:

درپذیرفتن دین اکراه واجباری نیست؛ راه رشد وراه غیّ برهمه کس روشن گردیده است(بقره، 256 ).متکبران

آنان هستند که اگر راه رشد را ببینند، آن رابه عنوان راه انتخاب نمی کنند، ولی اگر راه گمراهی (غیّ)را ببینند،

آن را انتخاب می کنند(اعراف، 146 ).بنابراین ازدیدگاه اسلام رشد درتعالی انسان جایگاهی والا و ارزشمند دارد و

انسان درمسیر تعالی و کمال خویش می تواند به آن دست یابد؛ البته هرکس آسان به این جایگاه ومقام بلند

نمی رسد.رشد وتربیت از دیدگاه اسلام، رشد وتربیت اخلاقی است وهدف اسلام این است که انسان را به جایگاه

اخلاقی و ارزشی او برساند. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: من برای تمام و کامل کردن مکارم اخلاق به پیغمبری

( مبعوث شدم(نهج الفصاحه؛ ص 191

رشد اخلاقی از دیدگاه اسلام

نخست باید پرسید که معنای اخلاقی بودن یک عمل چیست؟ فرق کاراخلاقی با کارهای دیگر این است که کار

اخلاقی قابل ستایش وتحسین است وانسان برای آن، ارزش خاصی قائل است؛ این ارزش با مقیاس های مادی

قابل سنجش نیست و درآنها نوعی قداست و ارزش وجود دارد و برخلاف افعال غریزی و طبیعی، از روی طبع و

غریزه انجام نمی گیرد.می توان گفت که فعل اخلاقی دارای شرایط زیراست:

جزو کارهای طبیعی و عادی نیست.

با اختیار و انتخاب برگزیده می شود.

مبتنی برغریزه است وانسان عاقل آن را انجام می دهد.

واما ویژگی های افعال اخلاقی :

-1 نیت درکارهای اخلاقی

-2 نقش خود کنترلی در کارهای اخلاقی

-3 نقش خداکنترلی در افعال اخلاقی

-4 نقش کرامت دادن وعزیز شمردن نفس در افعال اخلاقی

-5 نقش محیط تربیتی در افعال اخلاقی



تاريخ : چهارشنبه 2 آذر1390 | 23:35 | نویسنده : مهدی جمعگی |