آبشار (تندآب)
معبد تاریخی داشكسن
معبد تاریخی داشكسن یا معبد اژدها نیز یكی دیگر از آثار باستانی این استان است كه در 15 كیلومتری شهر سلطانیه واقع شده است. علت معروف شدن این معبد به معبداژدها هم این است كه تصویر چند اژدهای 5متری بر دیوارههای آن نقش بسته است. البته مردم محل آن را به نام شیرین و فرهاد می شناسند. در درون این مجموعه هنری زیبا، سه غارتاق دستکند با اندازههایی مشخص در دل کوه کنده شده که در اطراف ورودیهای آن کنده کاریها و سنگبریهای زیبایی به چشم می خورد.
باستان شناسان معتقدند که غارهای معبد اژدها، یکی بزرگتر در جنوب و دو تا قرینه در شرق و غرب، اولین نیایشگاه ایرانی ها بوده اند که حتی در دوران پس از اسلام هم کاربرد عبادتگاهی داشته اند.
بنای رختشوی خانه
در مركز بافت تاریخی شهر واقع شده است و این روزها به عنوان موزه مردمشناسی بامعرفی لباسهای محلی و سنتی و صنایعدستی خاص منطقه زنجان از معرق و گلیم گرفته تا چاقو و ملیلهدوزی به معرفی میراث فرهنگی غنی مردم این شهر ییلاقی میپردازد. اما در قدیم، فضایی بوده که مردم شهر لباس و رخت خود را در آن محل میشستهاند. چون سرمای استخوان سوز زنجان معمولا زمستان را به کام زنان زنجانی تلخ می کرد اما با ساخت چنین فضایی در پرجمعیت ترین منطقه شهر، مشکل خیلی از زنان این منطقه حل شد. چنین کاربری برای یک بنای عمومی در جهان مشابهی ندارد.
غار آهكی كتلهخور
از جاذبههای بسیار دیدنی این استان برای علاقهمندان طبیعت است. این غار از لحاظ قدمت زمانی تقریبا همسن غار علیصدر همدان است با این تفاوت كه به علت درجه خلوص بالاتر آهك موجود در آن دارای قندیلهای شفافتر و دیدنیتری است. برخی بررسیها و فرضیهها وجود دارد كه حاكی از آن است كه این غار از طریق راههای زیرزمینی با غارعلیصدر همدان در ارتباط است. غار کتله خور یکی از دست نخورده ترین غارهای طبیعی دنیا است که در 155 كیلومتری جنوب زنجان و 173 كیلومتری شمال همدان و 410 كیلومتری تهران و 5 كیلومتری شهر كوچك گرماب قرار دارد.
مسجد جامع
یكی دیگر از بناهای تاریخی زنجان است كه در بافت تاریخی این شهر قرار گرفته و اگر به بازار قدیمی زنجان می روید، حتما بازدید از مسجد جامع را فراموش نكنید. این مسجد یكی از اولین مساجدی است كه در دوره قاجاریه و به سبك 4 ایوانی ساخته شده و از لحاظ معماری اسلامی اهمیت بسیاری دارد.
مَخروط اَفکَنه (که بادبزن آبرفتی هم نامیده شده) تهنشستهای بادبزنیشکلی هستند که بهوسیله رودخانهها در محلهایی که شیب آنها بطور ناگهانی کم میشود پدید میآیند. هنگامی که آبراههها از درههای پرشیب کوهستان وارد منطقه کمشیب و دشت شوند، بهدلیل کاهش سرعت آب رسوبات خود را به صورت مخروط بازشدهای بهجا میگذارند که مخروطافکنه (Alluvial Fan) یا مخروط آبرفتی نامیده میشود. رأس مخروطافکنه بهسمت بالادست آبراهه و قاعده آن در پاییندست است. رسوبات مخروطافکنه در نزدیک رأس آنها بیشتر از قطعات سنگ درشتدانه، قلوه سنگهای بزرگ تشکیل شده و بهتدریج به سمت قاعده شامل دانههای شن، ماسه، مارن و رس است. مخروطافکنه در نواحی خشک و نیمهخشک که پوشش گیاهی بیشتر به صورت پراکنده است، گسترش زیادی دارد.[۱] مخروط افکنهها معمولاً در محل خروجی دره به دشت پدید میآیند. اگر چند مخروط افکنه مجاور با همدیگر به یک دامنه شیبدار بریزند تشکیل یک دشت آبرفتی (bajada) میدهند.[۱]
ته نشت رسوب ذخیره شده بوسیله رودخانه سریع السیر همچنانکه وارد دشت یا دره بازی میشود و به دلیل شکلی که دارد بادبزن آبرفتی نامیده میشود بادبزن آبرفتی در مناطق خشک معمولترین پدیدهاست زیراکه خشک شدن و سیلابی شدن متناوب رودخانههای کوهستان شرایط مناسبی برای تشکیل آن فراهم میسازد بادبزن آبرفتی گاهی تا چندین کیلومتر گسترش مییابد[۲]
قرآن و اجتماع با استفاده از سوره مباركه يوسف
مقدمه:
از آنجا كه خداوند طبق بيان خود در قرآن كريم انسان را اشرف مخلوقات بيان نموده و جانشين خود در زمين قرار داده است با حكمت خودبه انسان عقل عطا نموده و اورا در معرض آزمون قرار داد تا با نشان دادن خود درجه كسب كند و بهترين ملاك و بالاترين درجه را براي او تقوي درنظر گرفت : (( اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللهِ اَتْقيكُمْ )) وچون يكي از صفات ثبوتيه خداوند عدالت است خداوند كتاب ((قرآن)) را بعنوان مكمل عقل براي او فرستادوبراي اينكه از كتاب استفاده صحيح برده شود مفسر ارسال نمود – پيامبر (ص) و ائمه طاهرين (ع) – پس اگر ما درست به تعاليم قرآن و انبياء بنگريم و آنرا سر لوحه زندگي و كار خود قار دهيم بدون شك به پيشرفت مورد قبول پروردگارخواهيم رسيد.
در اين مقاله كوتاه نقش قرآن در اجتماع را در سوره مباركه يوسف از آيه 1 تا 50 بررسي مي كنيم تا مشخص شود اگر كسي به تمام آيات قرآن توجه كند به كمال مطلق انساني كه همان جانشيني خداوند است خواهد رسيد.
جامعه و نياز او به وحي الهي
طبق آيات همين سوره ، حضرت يوسف در خواب ديد كه يازده ستاره و خورشيد و ماه او را سجده مي كردند و طبق تعبير حضرت يعقوب كه به حضرت يوسف فرمودند : شما توسط خداوند برگزيده شده ايد و به مقام پيامبري خواهيد رسيد؛ معلوم مي شود كه وحي رسيدن به افراد و برگزيده شدن آنان به مقام پيامبري از طرف خداوند است و افراد خاصي را شامل مي شود چون او يعني خداوند دانا و حكيم است و بر مبناي حكمتش براي انسان مفسر و راهنما گزينش مي كند چون در غير اين صورت لطف و رحمت و مهرباني پروردگار زير سوال خواهد رفت لذا اگر افرادي فقط تنها به عقل و بدون استفاده از تعاليم جهان شمول قرآن و انبياء و زندگي جهان را در دست گيرند هم خود و هم جامعه را به بي راهه خواهند برد و اكنون غرب وتفكرغربي مي خواهد جهان بدون خداوند را تبليغ نمايد كه اين مشكل اصلي جوامع بشري است و لازم است با اين تفكر براي نجات انسان مقابله شود.
حسد و حسادت بعنوان يک بيماري روحي و رواني
آنچه ازآيات قرآن در اين سوره و حتي در سوره هاي ديگر قرآن مخصوصا آيه ((7)) همين سوره بر مي آيد اين است كه اين بيماري مي تواند در تمام افراد اجتماع وجود داشته باشد حتي فرزندان پيامبران به گونه اي كه قصد قتل و هلاكت برادر خود را بنمايند. بعنوان مثال برادران حضرت يوسف وقتي اين مقام را براي او متوجه شدند تصميم به قتل او گرفتند و او را در چاه افكندند. نمونه ديگر اين عمل قتل هابيل توسط برادرش قابيل است آنجا كه ديد هديه برادرش هابيل مورد پذيرش خداوند واقع شد و هديه او رد شد حسادت ورزيد و برادرش را كشت و قرآن بارها انسان را براي نجات از اين بيماريها ، پناه بردن به ذات اقدس الهي را يادآور شده است .
رعايت حقوق فرزندان
آنچه ازتعاليم الهام بخش قرآن و اسلام بر مي آيد اين است كه انسان بايد نسبت به تمام فرزندان خود لطف و مرحمت نمايد و كوشش كند در هر زمان عدالت را نسبت به فرزندان رعايت كند و به گونه اي نباشد كه با لطف و اهميت دادن به يكي يا تعدادي از فرزندان حس حسادت را در ديگران تقويت نمايد.
انسان و مبارزه او با شيطان
انسان از آنجا كه با انتخاب او به عنوان جانشيني خداوند رتبه گرفت و خداوند از موجودات ديگر خواست كه اين رتبه آدم را ارج نهند و او را سجده كنند و تمامي موجودات دستور خداوند را اجابت نمودند شيطان تمرد از دستور حق تعالي نمود و از سجده آدم سر باز زد و خداوند او را از درگاه خود راند و مورد غضب خداوند واقع گرديد . لذا كينه انسان را به دل گرفت و گفت كه تمام انسانها را گمراه خواهم نمود و خداوند هم فرمود هر كس از دستورات تو پيروي كند به دوزخش مي فرستم به همين علت انسان دائما در معرض اغواي شيطان است مگر ((مخلصين له الدين))
شيطان براي فريب انسان راههايي دارد
انسان با فطرت پاك آفريده شده است و در فطرت نيك سرشت است و پرستش و پرسيدن را دوست دارد. شيطان گاهي برا ي فريب حتي ازهمين فطرت پاك استفاده مي كند به گونه اي كه انسان را وادار به گناه و عمل غير اخلاقي مي نمايد و مي گويد خداوند توبه پذير است و بعدا توبه خواهي كرد و چندان او را به اين عمل وادار مي كند كه فرصتي برا ي توبه پيدا نكند . لذا در آيات قرآني و احاديث تذكر داده شده است كه اطراف گناه نرويد چون گناه نكردن آسانتر از توبه كردن است.
توکل به خدا
انسانهاي متقي و پرهيز كار آنان كه به عظمت پروردگار به يقين رسيده اند دائما با ياد خداوند قلبشان آرام است (( اَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوُبْ)) و در سخت ترين موقعيت مشكلي ندارند. حضرت يوسف نيز پس از شنيدن سخنان پدر به الطاف خفييه الهي يقين حاصل نمودندلذا وقتي برادرانش او را در چاه افكندند در قعر چاه قلبش آرام بود و چيزي نگذشت كه وعده الهي محقق شد و به او وحي رسيد كه غم مخور و دلشاد باش.
صبردر مصائب
آنچه در آيات قرآن و آياتي در همين داستان آمده است نتيجه گرفته مي شود كه بايد در مقابل مصائب صابر و بردبار بود و از خداوند استمداد طلبيد و تنها او را عبادت كرد (( اِ يّاكَ نَعْبُدُ وَ اِ يّاكَ نَسْتَعينُ)) چون در صورتيكه تنها او را عبادت كنيم و از او استعانت بخواهيم كفايت مي كند چون اوست كه تنها مي تواند ما را از هر بلايي برهاند و غير از او را قدرتي نيست .
غلبه قدرت خداوند بر همه قدرتها
طبق ايات وقتي برادران يوسف او را به چاه انداختند به آن اكتفا نكردند و زماني كه متوجه شدند قافله اي او را در اختيار دارد بسيار از او بد گويي نمودند تا او را كم ارزش و بي مقدار جلو دهند اما چون خواست الهي اقتدار يوسف بود او را به اقتدار رسانيد و مقام نبوت را به او اعطا نمود و همه در مقابل قدرت و عظمت او مغلوب و ناتوان بودند. گر چه بسياري از مردم بر اين حقيقت آگاه نيستند كه امر خداوندبر همه نافذ و قاهر است و اراده خلق مقهور امر حتمي و قطعي خداوند است.
پناه بردن به ذات اقدس الهي در مقابله با نفس پليد
اگر انسان در مقابله با هواي نفس به خداوند پناه ببرد هيچگاه هواي نفس بر او پيروز نخواهد شد همانگونه كه حضرت يوسف در مقابل خواست عمل زشت بانوي خانه تن نداد و به فرمان خداوند پناه برد و اظهار داشت خداوند مرا مقامي منزه و نيكو عطا كرده چگونه خود را به ستم و عصيان آلوده كنم كه خداوند هرگز ستمكاران را رستگار نسازد. در چنين تفكري است كه (برهان روشن )كه لطف خاص خداوند است نصيب يوسف مي شود ولي آنجا كه يوسف براي آگاه شدن پادشاه از وضعش در زندان به جواني متوصل مي شود و خداوند را از يادمي برد لطف خداوند شامل حال او نشده و مدت زيادي در زندان مي ماند.
نجات توسط خداوند پس از پناه بردن به ذات اقدس او
اگر انسان به ذات اقدس الهي از شر شيطان پناه ببرد خداوند خود راه نجات فراهم مي كند همانگونه كه براي يوسف پس از پاسخ ندادن به عمل زشت بانوي خانه و فرار او ودر معرض تهمت و افتراء قرار گرفتن راه نجات پيدا نمود. (سخن گفتن كودك در گهواره)
پيدا نمودن مقام در نزد پروردگار نيازمند تلاش و کوشش است
اگر بخواهيم در نزد پروردگار داراي مقامي باشيم بايد بها پرداخت كنيم و به بهانه مقام قرب الهي حاصل نخواهد شد . همانگونه كه يوسف پس از اثبات بي گناهي به دليل حسن و جمالي كه پروردگار به او بخشيده بود در امان نبود و براي نجات از گرفتاري و پاكي عفت خود زنداني شد و با اين وسيله مكرو دسيسه زنان را از خود دور نمود.
وجود نيرو ، و حسي غير از حواس ظاهري
در قرآن كريم بارها و در قصص مختلف در اين باره سخناني آورده شده است كه انسان در عالم خواب چيزهايي به او مي رسد كه واقعيت دارد و در عالم بيداري ظاهر مي شود كه به روياي صادقه معروف است مثل همان خوابي كه دو جوان در زندان ديدند و از حضرت يوسف تعبير خواستند و يا خوابي كه عزيز مصر ديد و براي تعبير از يوسف كمك خواستند ، آنچه مسلم است اين است كه انبياء علم تعبير خواب داشتند آنجا كه يوسف فرمود: ((اين علم را خداوند به من آموخته است زيرا من آئين گروهي كه به خدا بي ايمان و به آخرت كافرندترك گفتم)) و اين نشان مي دهد كساني يا افرادي كه به خدا ايمان ندارند نمي توانند تعبير خواب بنمايند . از طرفي از مقدرات الهي كسي نمي تواند فرار كند وآنچه خداوند براي كسي يا كساني تقدير كند بدون كم و كاست انجام خواهد گرفت و اگر در مفاهيم و ادعيه آمده است دعا قضا را بر مي گرداند آن قضايي است كه حتمي و قطعي نشده است و آن تقدير ها با دعا تغيير خواهند كرد.
برنامه ريزي و آينده نگري
خداوند در بيان اين داستان واقعيت هايي را براي زندگي بشر نمايان مي كند كه دائما در حال اتفاق است و در طول تاريخ تكرار مي شود و از اين داستانها بايد عبرت گرفت آنجا كه حضرت يوسف پس از اين كه از او در خواست مي شود كه تعبير خواب كند مي گويد نظام اجتماعي و وضعيت آب و هوايي دائما يكسان نيست ودر آينده بنا به خواست پروردگار خوشكسالي پيش خواهد آمد و خداوند ما را مي آزمايد و لذا بيان مي دارد اكنون كه توان بهره برداري صحيح از نعمات الهي وجود دارد بايد به درستي استفاده شود و از استفاده نا بجا و اسراف پرهيز شود و با استفاده از روشهاي علمي بهره وري بالا رود تا زندگي در پيچ و خم روزگار در حالت تعادل باقي بماند و با اين شيوه انسان را به آينده نگري وادار مي كند.
نتيجه :
در اين مقاله و تحقيق كوتاه كه تنها از يك سوره قرآن آنهم با استفاده از50 آيه صورت گرفت روشن و آشكار مي گردد كه قرآن كتاب برنامه زندگي است . انسان هر چقدر از نظر علمي آگاه تر شود برداشتهاي او از قرآن وسيعتر خواهد شد و انسان را به اين فكر وا مي دارد كه اگر فقط و فقط قرآن را سر لوحه كار خويش قرار دهد نياز به پيروي از بيگانگان ندارد و آنچه آنان به وسيله پيشرفت علوم عقلي بدست آورده اند بسيار كوچكتر از مفاهيم بلند قرآني مي باشد بعنوان مثال اگر در جوامع گوناگون از آزادي سخن گفته مي شود واقعيت آزادي ، در اسلام است و اگر از حقوق بشر سخن به ميان مي آيد اسلام به غير از حقوق بشر حتي حقوق حيوانات را نيز در دستور كار خويش قرار داده است و اگر دانشمنداني در تحقيق پا را فراتر نهاده به كُرات ديگر مي روند اين قرآن است كه مي گويد : ((قُلْ سيرُوا فِي الْارْضِ ثُمَ انْظُررُ اكَيْفَ كانَ عاقِبَهُ الْمُكَذِّبينَ)) برويد و در زمين بگرديد اما چرا ؟ اين كه ببينيد عاقبت دروغگويان را آنان كه در ظاهر سخنان فريبنده دارند و در عمل اعمالي بسيار پستر از حيوانات . برخورد كشورهاي به ظاهر متمدن در زندان هاي عراق ، افغانستان ، ابوغريب وگوانتانامو كه بر هيچ كس پوشيده نيست.
بتن مسلح یا بتن آرمه به بتن مسلح شده با میلگرد (آرماتور) گفته میشود. برای مسلح کردن بتن از میلگردهای تقویتی، شبکههای توری تقویتی، صفحات فلزی یا الیاف تقویتی استفاده میگردد.
هدف اصلی استفاده از بتن آرمه، واگذاری نیروهای کششی بوجود آمده در بتن به میلگردهاست تا بدین طریق نیروهای کششی به بتن وارد نشده و سبب ترکخوردگی و در نهایت پکیدن بتن نشود. مقاومت کششی بتن ۰٫۱ مقاومت فشاری آن است. این نوع از بتن، در سال ۱۸۴۹ توسط باغبانی فرانسوی به نامجوزف مونیر اختراع شده و در سال ۱۸۶۷ به ثبت رسید. واژه فرو بتن نیز (بهانگلیسی: Ferro Concrete) تنها به بتنی اشاره دارد که توسط آهن یا فولادتقویت شده باشد. از مواد دیگری همچون الیاف آلی و معدنی نیز میتوان به مانند کامپوزیتهایی در اشکال مختلف برای تقویت بتن استفاده کرد.
بتن نیروهای فشاری را به خوبی تحمل میکند؛ اما در برابر نیروهای کششی ضعیف است. پس با مسلح کردن بتن، میتوان مقاومت کششی آن را افزایش داد. علاوه بر این، کرنش شکست بتن در کشش، بسیار پایین است که با مسلح نمودن آن میتوان دو لبه بتن ترکخورده را به هم نزدیک کرد. برای داشتن یک ساختمان محکم، انعطافپذیر و بادوام، مواد و مصالح تقویت کننده بتن باید ویژگیهای زیر را داشته باشند:
در بیشتر موارد، برای بالا بردن تاب بتن، از میلگردهای فولادی جهت مسلح کردن بتن استفاده میشود.